صفحه اولپست الكترونيكArabicEnglish
سه شنبه 16 شهريور 1389 ساعت 20:18
ديدگاه حقوق وتعاليم اسلامي درباره تروريسم   (سيد عارف حسيني)
دیدگاه حقوق و تعالیم اسلامی درباره تروریسم
(به عنوان چالشی در برابر حقوق بشردوستانه)
سید محمد عارف حسینی


مقدمه
از آنجایی که قواعد حقوق بشر‌دوستانه بين‌المللي، برای موقعیت درگیری‌هاي مسلحانه و جنگ وضع شده و هدف آن کم کردن رنج ناشی از جنگ است و مي‌کوشد تا حقوق افراد غیر نظامی و اموال و اماکن ایشان حفظ شود و نیز حق طرف‌هاي مخاصمه در انتخاب شیوه جنگیدن و استفاده از سلاح‌هاي جنگی را محدود کند، لذا با بررسی مفهوم «تروریسم» و ابعاد خسارات ناشی از رفتار‌هاي تروریستی، مي‌بینیم که این مسأله، کاملاً با حقوق بشر‌دوستانه بين‌المللي در تعارض است و تروریست‌ها انسان‌هایی هستند که در عمل، این حقوق را زیر پا مي‌گذارند.
امروزه پدیده‌ي تروریسم، یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی است که به طور وسیع در داخل و یا خارج از کشورها، توسط افراد یا گروه‌ها و حتی دولت‌ها در مقابل حقوق بشر‌دوستانه بين‌المللي قرار گرفته است. آنچه این پدیده را با اهداف حقوق بشردوستانه در تقابل قرار مي‌دهد، عملکرد تروریست‌ها است؛ اعمالی همچون: سوء قصد، تهدید جان افراد غیر نظامی، ایجاد رعب و ترس، آدم ربایی، گروگان‌گیری، رفتار خشونت بار توأم با ارعاب، اقدام مسلحانه علیه مردم، تعدی به جان و مال و حیثیت مأموران دیپلماتیک، هواپیما‌ربایی، تهدید مسافران، تخریب اموال شخصی، دولتی یا بين‌المللي و محیط زیست و... که امنیت جوامع انسانی را به مخاطره مي‌افکند. به عبارتی دیگر، یکی از وظایف حقوق بشردوستانه این است که برای حفظ جان افراد بی‌گناه غیرنظامی اعم از زنان و کودکان و سالخوردگان در جریان جنگ تلاش کرده و طرف‌های درگیر را از به کارگیری سلاح‌ها و روش‌هاي مخرب برحذر دارد؛ این در صورتی موفق خواهد بود که اولاً: دولت‌ها و گروه‌هاي مسلح، خود را ملزم به رعایت قوانین حقوق بشر‌دوستانه بدانند، ثانیاً: جنگ میان طرفین نزاع، در منطقه‌ای خاص جریان داشته باشد. اما ماهیت «تروریسم» چیزی عکس این قضیه را به اثبات رسانیده است؛ زیرا اولاً: طرفین درگیری به صورت معین شناخته شده نیستند و یا لا‌اقل تروریست‌ها به طور ناشناس عمل مي‌کنند، ثانیاً: تروریست‌ها خود را ملزم به رعایت حقوق بشر‌دوستانه نمي‌دانند و ثالثاً: در حملات تروریستی، نه زمان و مکان معینی وجود دارد و نه مسؤول رعایت حقوق بشر دوستانه – مثل صلیب سرخ – حضور دارند. این جاست که مي‌بینیم سالیانه در جریان عملیات‌هاي تروریستی, صدها انسان بی‌گناه و بسیاری از مناطق و اماکن غیر نظامی با روش‌هاي جنگی غالباً نامتعارف در دنیا از بین مي‌روند.
در این نوشتار, سعی شده تا پدیده‌ي تروریسم به عنوان چالشی در برابر حقوق بشر دوستانه بين‌المللي از منظر حقوق و تعالیم اسلامی با تأکید بر آیات، روایات و سیره‌ي عملی معصومین (عليهم السلام) مورد بررسی قرار گیرد و در نهایت، این مسأله به اثبات برسد که «ترورسیم در تمام ابعاد نظری و عملی از دیدگاه حقوق و تعالیم اسلامی محکوم است.»
گرچه در متون و مآخذ اولیه‌ي اسلامی، اشاره مستقیمی به مسأله تروریسم نشده است، امّا در بطن احکام و حقوق اسلامی، مفاهیم و آموزه‌هایی وجود دارد که بر قانونی بودن یا نبودن تروریسم اشاره دارند. این آموزه‌ها ممکن است از طریق بررسی آیات قرآن، روایات و سیره عملی معصومین (عليهم السلام) مورد مطالعه و نتیجه‌گیری قرار گیرند.

فصل اول
مفهوم ترور و تروریسم
در زمینه مفهوم تروریسم همواره سؤالاتی مطرح بوده است که پاسخ به آنها ساده نیست و به همین دلیل در فرهنگ و عرف روابط بین‌الملل، تعاریف مختلفی از ترور‌1 و تروریسم 2 ارائه شده است که در عین تنوع، بسیار با هم شباهت دارند، اما در حقوق و تعالیم اسلامی معنای ترور از پراکندگی چندانی برخوردار نیست و در یک گستره و فضای محدود به کار رفته است. به همین دلیل قبل از ورود به بحث اصلی این نوشتار، تشریح مفهوم این دو واژه از دیدگاه‌هاي مختلف اجتناب ناپذیر است.

الف) ترور در فرهنگ سیاسی و حقوق مخاصمات مسلحانه
منابع و مآخذ فرهنگ علوم سیاسی، ترور و مشتقات آن را این‌گونه معنا مي‌کند:
ترور، در لغت و زبان فرانسه به معنای هراس و هراس‌افکنی است. در سیاست، ترور به کارهای خشونت‌آمیز و غیر قانونی حکومت‌ها برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنان گویند؛ همچنین نیز کردار گروه‌هاي مبارزی که برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، دست به کارهای خشونت‌آمیز و هراس‌انگیز مي‌زنند، ترور نامیده مي‌شود.3
تروریسم، از ریشه لاتین (terror) به معنای ترس و وحشت گرفته شده است و به رفتار و اعمال فرد یا گروهی اطلاق مي‌شود که از راه ایجاد ترس و وحشت و به کار بستن زور مي‌خواهد به هدف سیاسی خود برسد؛ همچنین کارهای خشونت‌آمیز و غیر‌قانونی حکومت‌ها برای سرکوب مخالفان خود و ترساندن آنان نیز در ردیف تروریسم قرار دارد که از آن به عنوان تروریسم دولتی یاد مي‌شود. 4
در تعریفی دیگر، چنین آمده است:
تروریسم، فعالیت‌هاي عاملان دولتی یا غیر‌دولتی است که در کوشش‌هایشان برای دست‌یابی به اهداف سیاسی از روش‌ها و وسایل خشونت‌آمیز استفاده مي‌کنند. برخی از شیوه‌هاي عمل تروریست‌ها عبارتند‌ از: هواپیماربایی، گروگانگیری، خراب‌کاری، بمب‌گذاری، آدم‌ربایی و آدم‌کشی و... بسیاری از دولتها نیز برای نیل به مقاصد سیاسی از اشکال مختلف تروریسم از جمله ضربات هوایی، اعدام‌هاي وسیع و قتل استفاده مي‌کنند. 5
در فرهنگ حقوق بین‌الملل مخاصمات مسلحانه درباره‌ي ترور و تروریسم این‌گونه آمده است:
ترور، روش جنگی ممنوعه‌ای است که هدف اولیه آن، گسترش ترس میان جمعیت غیر نظامی است (و تروریسم)، این واژه شامل اعمال و رفتارهای مختلفی مي‌گردد: از اقداماتی که همه، آنها را قطعاً نامشروع دانسته تا اقداماتی که برخی آن را غیر قانونی و برخی قانونی دانسته‌اند. صرف‌نظر از علل موجد آن، تروریسم به کلی ناقض حقوق بشر (Human Rights) بوده و عمده سیاست بين‌المللي روز را به خود مشغول داشته است. 6
بالاخره تعریفی که چریف باسیونی‌7 از تروریسم بين‌المللي ارائه مي‌دهد، به نظر جامع‌تر مي‌آید:
رفتار اجبار آفرین فردی یا دسته جمعی با به کارگیری استراتژی‌هاي خشونت، همراه با ترور که یک عنصر بين‌المللي را در برگرفته یا علیه یک آماج تحت حمایت بين‌المللي است و هدف آن نیز ایجاد یک نتیجه قدرت‌طلبانه است. چنین رفتاری در موارد زیر در برگیرنده یک عنصر بين‌المللي است:
1. مرتکب و قربانی، شهروندان دولت‌های مختلفی باشند؛
2. این رفتار، به طور کامل یا مقداری از آن در بیش از یک کشور انجام شود.
آماج تحت حمایت بين‌المللي عبارتند از:
1. غیر نظامیان بی‌گناه؛
2. دیپلمات‌هاي دارای استوارنامه مورد قبول و کارمندان سازمان‌هاي بين‌المللي که در داخل حوزه فعالیت خود عمل کنند؛
3. هواپیماهای غیر نظامی بين‌المللي؛
4. پست و دیگر وسایل ارتباط بين‌المللي؛
5. اعضای نیروهای مسلح که درگیر جنگ نیستند.
نتیجه قدرت‌طلبانه نیز نتیجه‌ای است که هدف آن تغییر یا حفظ ساخت‌ها یا خط مشی‌هاي سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی یک دولت یا سرزمین مشخص از طریق استراتژی‌هاي اجبار آفرین است. 8

ب) در فرهنگ و زبان فارسی
در فرهنگ فارسی دهخدا آمده است:
ترور، مأخوذ از فرانسه و به معنای قتل سیاسی با اسلحه و تروریست، طرفدار خشونت عمل و ایجاد رعب و ترس است. این کلمه در زبان فارسی به شخصی اطلاق می‌شود که با اسلحه مرتکب قتل سیاسی شود و تروریسم به اصلی گفته مي‌شود که در آن از قتل‌هاي سیاسی و ترور دفاع شود. 9
همچنین در فرهنگ عمید، ترور به معنی ترس زیاد، بیم و هراس، خوف و وحشت است و در اصطلاح سیاست؛ یعنی کشتن و از بین بردن مخالفان و ایجاد رعب و و حشت در میان مردم. تروریست ؛ عامل ترور و طرفدار ترور، آدم‌کش، آن کس که برای رسیدن به هدف خود به طور غافلگیرانه کسی را بکشد و یا ایجاد وحشت و هراس کند. تروریسم، روش کسانی است که آدم‌کشی و تهدید جان مردم و ایجاد خوف و وحشت را به هر طریقی که باشد برای رسیدن به هدف سیاسی خود از قبیل تغییر حکومت یا در دست گرفتن امور، لازم و مباح مي‌دانند. 10
ج) در فرهنگ و ادبیات عرب
آنچه در ادبیات قدیم و جدید عرب به عنوان معادلی برای ترور به کار مي‌رود، با هم متفاوت است، اما در معنا تفاوتی بین این دو به چشم نمي‌خورد. در مجموع در زبان عربی برای کلمه «ترور» چند معادل وجود دارد:
1. فتک: در کتاب فرهنگ اصطلاحات معاصر، فتک به معنای ترور کرد، کشت، از میان بردن و به قتل رساند، آمده است. 11 در لسان العرب، الفتک؛ یعنی شخصی، فردی را بی‌خبر و غافلگیرانه بکشد و نیز به معنای شخصی است که از غفلت فرد دیگری استفاده مي‌کند و او را مي‌کشد و مجروح مي‌سازد. 12
در لغت‌نامه دهخدا نیز، این واژه به معنی به ناگاه گرفتن، ناگاه کسی را کشتن و یا کشتن غافلگیرانه مقتول است.13 در فرهنگ نوین، فَتَکَ، به معنی حمله برد، یوش برد، به ناحق کشت، خون ناحق ریخت، فَتْک، به آدم‌کشی و فتّاک به بسیار آدم‌کش ترجمه شده است. 14در هر حال، فتک، یعنی انسان در مکانی پنهان شود، سپس از مخفی‌گاه خارج گردد و به کسی حمله آورد و او را بی‌محابا و بدون ترس به قتل رساند؛ بنابراین در زبان عرب، «فتک» مصداق دقیق ترور است. 15
2. ارهاب: این کلمه و مشتقات آن، در ادبیات قدیم عرب به معنای ترس، ترساندن و دچار هراس کردن بود که قرآن هم بر همین معنا تاکید دارد.16 «الارهابی»؛ یعنی کسی که برای بر پاداشتن قدرت و سلطه خود به ترساندن متوسل مي‌شود. «الحکم الارهابی»، نوعی حکومت است که بر ارهاب و زور قرار دارد.17 در کتاب فرهنگ اصطلاحات معاصر، ارهاب، به معنای ترساندن، ایجاد ترس و وحشت نمودن، تهدید نمودن، ترور، هشدار مسلحانه، خشونت، ارعاب و تروریسم به کار مي‌رود و نیز «ارهاب دولی» به تروریسم دولتی یا بين‌المللي؛ «ارهابی» به تروریست و تروریستی، «شبکة ارهاب» به باند ترور و شبکه ترور ترجمه مي‌شود. 18
بنابراین مي‌توان گفت که «ارهاب» در ادبیات قدیم و در قرآن به معنای ترور به کار نرفته ولی در دوره معاصر به معنای ترور به کار مي‌رود.
3. اغتیال: در لغت‌نامه المنجد، «الغیلة» به معنای فریب دادن و به ناگاه کشتن و «قتَلَه غیلَهً» به معنی به او نیرنگ زد و به ناگاه او را کشت آمده است. 19به عبارتی دیگر، اغتیال به معنی ترور و سوء قصد و «محاوله الاغتیال» به معنای طرح ترور و توطئه ترور به کار مي‌رود.20 در مجموع، هلاکت کردن، به ناگاه کشتن، با خدعه کشتن در پنهان کشتن، ناگاه گرفتن و کشتن، فریب دادن و به خلوت بردن و سپس کشتن از معانی اغتیال است.21 «غیله» به معنای «علی غفله منه» یا کسی را به غفلت و غافلگیرانه کشتن است. 22
4. بغی: این کلمه در لغت به معنی ستم و تجاوز به منظور تصاحب چیزی و در اصطلاح حقوق اسلامی به تجاوز مسلحانه و سازماندهی شده به منظور غصب حقی، اطلاق مي‌شود. این عمل، بارزترین اقدام بر ضد نظم اسلامی و انحراف از حکم خدا به شمار مي‌رود که در آیه 9 سوره حجرات در مورد آن سخن به میان آمده است؛ این عمل، همراه با خشونت و عمدتاً قتل و ایجاد رعب و وحشت همراه است. 23
5. محاربه: این مفهوم در اصطلاح فقهای اسلامی به معنی اسلحه کشیدن در میان مردم به قصد ایجاد ترس و وحشت و ارعاب است، چه در بیابان و چه در دریا، چه در شب باشد یا در روز، در شهر یا غیر آن باشد.24 امام خمینی؛ در بیان محارب آورده است.
محارب هر کسی است که شمشیرش را برهنه یا آن را تجهیز کند تا مردم را بترساند و مي‌خواهد در زمین فساد نماید؛ در خشکی یا در دریا، شب یا روز، شهر یا غیر آن. 25
دو عنوان آخر، از مفاهیمی هستند که در حقوق اسلامی از مصادیق بارز خشونت و ایجاد رعب و وحشت و احیاناً قتل و کشتار در جامعه اسلامی به شمار مي‌روند، لذا گرچه از مصادیق ترور به حساب نمي‌آیند. اما احیاناً ترور را به همراه دارند.

نتیجه‌گیری
در یک جمع‌بندی از هر سه دسته تعاریف درباره ترور و تروریسم، مي‌توان گفت کلمه‌ي ترور به معنای ترس، هراس، خوف و وحشت است و در اصطلاح سیاسی، روش جنگی ممنوعه که هدف اولیه آن گسترش ترس میان جمعیت غیر نظامی است.26 تروریسم، روش کسانی است که آدم‌کشی و تهدید مردم و ایجاد خوف و وحشت را به هر طریقی که باشد برای رسیدن به هدف‌هاي خود لازم و درست مي‌دانند و تروریست به عامل ترور، آدم‌کشی و به طور کلی به کسی اطلاق مي‌گردد که برای رسیدن به هدف خود، کسی را غافلگیرانه بکشد و یا ایجاد وحشت و هراس نماید.
نکته مهم این است که علاوه بر افراد و گروه‌هاي سیاسی که ممکن است برای رسیدن به اهداف‌شان اقدام به انجام عملیات تروریستی نمایند، گاهی دولت‌ها در داخل یا خارج از مرزهای جغرافیایی دست به ترور و کشتار مردم مي‌زنند و برای دستیابی به اهداف خود از روش‌هاي تروریستی استفاده مي‌کنند.
گذشته از اینکه تروریسم به انواع فردی، گروهی، دولتی یا بين‌المللي تقسیم مي‌شود، مراد ما از مفهوم تروریسم در این نوشتار، هدف حمله قرار دادن افراد و جمعیت‌هاي غیر نظامی و بی‌گناه و نیز اماکن و مؤسسات غیر نظامی و نیز هر عملی که در شرایط غیر جنگی برای اعمال خشونت و ایجاد رعب ، ترس و کشتار انجام مي‌گیرد و با اهداف حقوق بشر‌دوستانه بين‌المللي در تضاد است، مي‌باشد.

فصل دوم
عدم جواز ترور در روایات و سیره امامان معصوم (عليهم السلام)
گذشته از اینکه حقوق مخاصمات مسلحانه امروزی، ترور را ممنوع دانسته و در قاعده 1013 مي‌گوید: «ترور یک اقدام جنگی نامشروع و متضمن یک عنصر نیرنگ‌آمیز است. کشتن یا زخمی کردن یکی از افراد دشمن با توسل به نیرنگ، همانند قتل یا مجروح کردن توسط افرادی که سرباز دشمن محسوب نمي‌شود، یا اعمالی که با عدم اعطای امان همراه باشد، ممنوع است»27 نیز، بند یک ماده 37 پروتکل اول ژنو بر این مسأله تأکید دارد که؛ «قتل، مجروح کردن یا به اسارت گرفتن طرف مقابل با استفاده از نیرنگ ممنوع است.» در تعالیم عالیه‌ي اسلامی، روایات و نمونه‌هاي متعدد و فراوانی در منع ترور و جایز ندانستن قتل پنهانی با نیرنگ وجود دارد که هیچ‌گونه تردیدی درباره‌ي ممنوعیت ترور از دیدگاه فقهی باقی نمي‌گذارد.
در زیر به برخی شواهد تاریخی که دلالت بر شرعی و قانونی نبودن ترور از دیدگاه معصومین - عليهم السلام - دارد، اشاره مي‌کنیم.
1. کثرت ترور از نشانه‌هاي آخر الزمان
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: وقتی در معراج بودم، چیزها و مواردی را دیدم، پرسیدم اینها چیست؟ گفتند: اینها نشانه‌هاي آخر‌الزمان است. پرسیدم:
«إِلهی فَمَتی یَکوُنُ ذلِکَ؟ فأوحی إلی عزّوجل: یکونُ إذا رُفِعِ العِلم و ظَهَرَ الجَهل و کَثُرَ القرَّآءِ وَ قَلَ العمل وَ کثُرَ الفتک و قَلَّ فقهاءِ الهادُون وَ کَثُرَ فُقهاءِ الضَلالة. »28
چه وقت آخر الزمان است؟ خداوند عزوجل فرمود: وقتی که علم محو شود و جهل ظاهر گردد، قاریان قرآن زیاد شوند و عاملان به قرآن کم، ترور زیاد شود، فقهای هدایتگر اندک و فقهای گمراه کننده زیاد شوند.
در این روایت، چنانچه «فتک» را به معنایی که ذکر شد تعبیر کنیم، مراد همان ترور و در سطح وسیع، پدیده تروریسم است که یکی از نشانه‌هاي آخر‌الزمان مي‌باشد. خداوند فراوان شدن ترور را به عنوان یک پدیده منفی یاد کرده است، لذا مفهوم روایت مي‌فهماند که این عمل نزد شارع مقدس مذموم است.

2. پرهیز عباس از ترور دشمنان علی - عليه السلام -
ابن ابی الحدید نقل مي‌کند؛ هنگامی که پیامبر خدا (ص) رحلت فرمود و علی - عليه السلام - به غسل آن حضرت مشغول بودند، مردم با ابوبکر بیعت کردند. در این هنگام زبیر و ابوسفیان و گروهی از مهاجرین با عباس و علی - عليه السلام - برای تبادل نظر و گفتگو خلوت کردند و سخنانی گفتند که لازمه تهییج مردم بود و علی - عليه السلام - خواستند که علیه اهل سقیفه قیام کند. عباس گفت: به ما مهلت دهید تا بیندیشیم به خدا سوگند اگر نه این است که اسلام، مانع از هر گونه غافلگیری (فتک و ترور) است، چنان سنگ‌هاي بزرگ را برهم فرو مي‌ریختیم که صدای برخورد و ریزش آن از جایگاهی بلند به گوش رسد.29

3. خودداری مسلم بن عقیل از ترور ابن زیاد
وقتی عبید الله بن زیاد، حاکم کوفه در زمان امام حسین - عليه السلام - برای ملاقات شریک‌بن‌اعور که از بزرگان کوفه بود به خانه او آمد، شریک و مسلم بن عقیل که از دشمنان او بودند، برای کشتن ابن زیاد در خانه مصمم شدند. به پیشنهاد شریک تصمیم بر آن شد که مسلم پشت پرده‌ای پنهان شود و در وقت حضور ابن‌زیاد با علامتی که به مسلم مي‌دهند (آب خواستن شریک)، بیرون آمده و او را به قتل رساند. وقتی ابن‌زیاد وارد خانه شد، پس از ساعتی شریک هر چه آب طلبید، مسلم برای اجرای طرح بیرون نیامد و با تکرار علامت رمز باز هم از او خبری نشد. عبید الله که احساس خطر کرده بود از خانه خارج شد. پس از رفتن او، از مسلم پرسیدند چرا نقشه را عملی نکردی، مسلم بن عقیل پاسخ داد، به خاطر سخنی که علی - عليه السلام - از پیامبر(ص) نقل کرده است:
«إنَّ الإیمانَ قَیَّدَ الفَتک، فَلا یَفتِک مُؤمنٌ. »30
ایمان، قید و مانع ترور است و مؤمن هرگز ترور نمي‌کند.

4. نهی امام صادق - عليه السلام - از ترور دشمن
ابو صباح کنانی به حضور امام صادق - عليه السلام - شرفیاب شد و عرض کرد: یکی از همسایه‌هایم که از قبیله همْدان و نامش جعد بن عبد الله است، به علی - عليه السلام - دشنام مي‌دهد، آیا اجازه مي‌دهی که او را بکشم؟ امام فرمودند:
«یا أبا الصَّباح هَذا الفَتکُ و قَدَ نَهی رَسولُ الله عَنِ الفَتک، یا اَبا الصَّباح إنّ الإسلامَ قَیَّد الفَتْکَ....» 31
ای ابا صالح! این ترور است، در حالی که رسول خدا (ص) از ترور کردن بر حذر داشته است. ای اباصالح! اسلام مانع ترور است.

5. خودداری محمد نفس زکیّه از ترور منصور دوانیقی
در سال 140 هجری، وقتی منصور دوانیقی، خلیفه وقت، آهنگ حج کرد، محمد و ابراهیم دو پسران عبد الله محض، از او پنهان بودند؛ آن دو دستیارانشان در مکه جمع شدند و قصد فتک و ترور منصور را داشتند. پسر محمد نفس زکیه32 که نامش اشتر بود. داوطلب این کار شد و گفت: این امر به عهده من باشد، من شما را از شرّ او کفایت مي‌کنم. وقتی محمد نفس زکیه از این توافق بین پسرش و آن دو نفر مطلع شد، اجازه فتک منصور دوانیقی را نداد و گفت:
«لا وَ الله، لا أَقتُلُهُ أَبدأ غیلَةِّ حَتّی اُدعُوهُ.» 33
سوگند به خدا که من او را غافلگیرانه نمي‌کشم (ترور نمي‌کنم) تا اینکه او را برای جنگ بخوانم.
6. اسلام و ایمان، بازدارنده ترور
چنان‌چه در شواهد تاریخی فوق نیز ملاحظه شد، پیامبر (ص) و معصومین - عليهم السلام - از کشتن غافلگیرانه بر حذر داشته‌اند که به دو روایت مشهور اشاره می‌گردد:
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«لا یَفتکُ المُؤمِنُ، اَلإیمانُ قَیّدَ الفَتک.» 34
مؤمن هیچ گاه کسی را غافلگیرانه نمی‌کشد (ترور نمي‌کند) چون ایمان بازدارنده از ترور است.
و امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
«أَلإِسلامُ قَیَّد الفَتک.» 35
اسلام بازدارنده از ترور است.

نتیجه‌گیری
آنچه مي‌توان از نمونه‌هاي تاریخی و روایات به دست آورد این است که نه تنها پیامبر(ص) و ائمه معصومین - عليهم السلام - از ترور به عنوان یک روش جنگی استفاده نمي‌کردند، بلکه دیگران را نیز از ترور بر حذر مي‌داشتند:
«ألمؤمِنُ لا يَفتِك, أيِ الايمان يَمْنَعُ مِنَ الفَتكِ كَما يَمنَعُ القَيدُ عَنِ التَّصَرّفِ.» 36
مؤمن ترور نمي‌کند، یعنی ایمان باز‌دارنده از ترور است؛ همانند قید و بندی که از انجام هر کاری باز مي‌دارد.
بر همین اساس مي‌توان گفت استفاده از این روش (ترور) برای کشتن افراد بدون اذن امام و حاکم اسلامی، حرام است و هیچ توجهی از لحاظ شریعت اسلام ندارد.
ترور اقدامی ترس‌آفرین، وحشت آمیز، غیرقانونی، پنهانی، غافلگیرانه و رعب آفرین است که با کشتن افراد مخالف (مخالفان سیاسی) و تخریب اماکن متعلق به آنها از طریق روش‌هاي زورمندانه، با وسایل و ابزار خشن صورت مي‌گیرد. در حالی که روایات اسلامی ترور را به عنوان نشانه‌ای از علائم ظهور امام زمان (عج)، مخالف ایمان و اسلام ذکر کرده و آن را باطل مي‌دانند. اصولاً در دین مقدس اسلام هیچ کشتنی که بر اساس مصالح دینی و حکم اسلامی باشد، برخلاف ترور، به صورت پنهانی و بدون اذن امام معصوم (عليه السلام) یا نایب آنان یا رهبری و حاکم اسلامی صورت نمي‌گیرد. 37
نکته‌ای که لازم به ذکر است، این است که گرچه مواردی در تاریخ اسلام دیده مي‌شود که پیامبر اکرم (ص) با ائمه معصومین - عليهم السلام - دستور کشتن افرادی را صادر کرده‌اند، افرادی که حیله‌گر، بدعت‌آور، فریب‌کار، غارت‌گر، جعل‌کننده احادیث، غلو‌کننده امام معصوم - عليه السلام - بهتان زننده به شیعیان، تباه کننده عقاید مسلمانان، هرزه، منحرف، شرور، مجسمه فساد و تباهی، گمراه کننده مردم و... بوده‌اند. بنابراین فرمان پیامبر (ص) و امامان معصوم - عليهم السلام - برای کشتن آنها، ترور نبوده است، زیرا ترور مخفیانه صورت مي‌گیرد و ترور شونده بدون محاکمه کشته مي‌شود، اما پیامبر (ص) و امام معصوم – علیه‌السلام- در مقام حاکم اسلامی که شأن قضاوت را نیز دارد، آشکارا دستور کشتن آنها را صادر کرده‌اند و این اقدامات آرامش را بر جامعه اسلامی به ارمغان آورده، نه اینکه سلب امنیت کرده باشد.
علاوه بر آن مخالفت پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام جعفر صادق - عليه السلام - و نیز بزرگان دینی که مورد وثوق معصومین بوده‌اند؛ مثل مسلم بن عقیل و محمد زکیه و... با ترور مخالفان اسلام، جای هیچ‌گونه تردیدی را باقی نمي‌گذارد که در سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم - عليهم السلام - و یاران و پیروان راستین و صدیق آنان، ترور، مخالف ایمان و اسلام است. بنابراین، اسلام با کشتن غافلگیرانه افراد که مشخصه اصلی ترور مي‌باشد، مخالف است. پس دینی که استوانه‌ها و پایه‌هاي آن بر رحمت، مهربانی، پرهیز از سنگدلی، بخشایش و گذشت و عفو استوار است، هرگز به قتل پنهانی و بدون محاکمه قضایی فرمان نمي‌دهد در واقع، اسلام با کشتن انسانها به غیر حق، سرناسازگاری دارد.

فصل سوم
آموزه‌هاي بنیادین اسلام در تعارض با تروریسم
پس از بررسی مسأله ترور در تعالیم اسلامی و دانستن اینکه اسلام از ترور نهی فرموده است، دیدگاه اسلامی درباره تروریسم تا حدود زیادی روشن مي‌شود، زیرا تروریسم، روش پیشرفته و گسترده ترور یا فتک است که عمدتاً به صورت گروهی، دولتی یا بين‌المللي و با استفاده از متد‌ها و سلاح‌هاي پیشرفته صورت مي‌گیرد. در این نوع از ترور که امروزه متداول شده و یکی از معضلات در روابط صلح آمیز بين‌المللي است، تروریست‌ها، جان ده‌ها و صدها انسان بی‌‌گناه و غیر‌نظامی را به مخاطره افکنده، خانه‌ها، مؤسسات، کشتزارها، شهرها و اجتماعات انسانی را هدف قرار داده و به صورت غافلگیرانه و غیرمنصفانه‌ای آنها را مورد حمله قرار مي‌دهند و اصول اساسی حقوق بشر دوستانه بين‌المللي را زیر پا مي‌گذارند.
در حقوق و تعالیم اسلامی (متون و روایات) مسأله تروریسم به صورت مستقل مطرح نشده است، اما این بدان معنا نیست که اسلام، حاوی طیف وسیعی از احکام در هم تنیده‌ای است که محدودیت‌هاي نظامی و اصرار بر رعایت حقوق بشر را با هم تلفیق مي‌کند و یک نتیجه قطعی از آنها به دست مي‌دهد که همانا محکومیت شدید اقدمات تروریستی است.
حقوق اسلامی، بر حفظ جان و امنیت انسان‌ها به طور گسترده تأکید داشته، اصل اولیه را در روابط میان انسانها رابطه توأم با صلح و صفا مي‌داند. گروگانگیری و راهزنی را ممنوع دانسته، انهدام غیر ضروری اماکن و دارایی‌هاي دشمنان را قدغن کرده و حتی برای هدف عالیه‌ي تبلیغ دین و یا جهاد در راه خدا، اعمال تروریستی را مجاز نمي‌داند. طبق دستور پیامبر اکرم (ص) خداوند مقرر کرده است که در هر کاری جانب انصاف را نگهدارید، پس اگر باید کسی را بکشید، این کار را به شکل منصفانه‌ای انجام دهید. 38
با توجه به این مسائل، برای مشخص شدن دیدگاه اسلامی درباره تروریسم، باید یک‌سری آموزه‌ها را به طور جداگانه مورد بررسی قرار دهیم و سپس با کنار هم قرار دادن آنها و بررسی تعالیم اسلامی درباره هر یک، مي‌توان در یک جمع بندی، نظر حقوق و تعالیم اسلامی را درباره تروریسم به دست آورد.
در ادامه، مهمترین آموزه‌هاي شریعت اسلامی که در تقابل با ماهیت تروریسم هستند، بیان و تشریح مي‌شود.

1. اصل صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز
صلح،39 هدف بزرگ بشریت است؛ هدفی که هیچ وقت در مورد آن توافقی وجود نداشته است و انسانها همیشه در پی یافتن راهکارهای صلح هستند. تمامی قواعد کاربردی حقوق مخاصمات مسلحانه و نیز حقوق بشر دوستانه بين‌المللي برای کاستن آمال و رنج‌هاي ناشی از جنگ است، نه دست یابی به صلح. امروزه دولت‌ها از جنگ به عنوان ابزار دستیابی به سلطه استفاده مي‌کنند و آن را نوعی قدرت به حساب مي‌آورند و تروریست‌ها، گامی فراتر نهاده و آن را وسیله‌ای مناسب برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود مي‌دانند.
اسلام در زمینه روابط بین‌الملل، اصل همزیستی مسالمت آمیز را به عنوان یکی از مهمترین اصول حاکم ارائه کرده است، زیرا مقتضای فطرت انسان در مناسبات و روابط خود با همنوعانش، حالت همزیستی و مسالمت است؛ جنگ و ستیز یک عارضه‌ای است که گاهی مطرح مي‌شود.
در آیات قرآن و روایات معصومین - عليهم السلام - تأکید فراوانی بر صلح شده است، این اولین راهکار اسلام برای جلوگیری از بروز دردهای ناشی از جنگ است.
«یا أیُهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السَّلْمِ کَافَّة وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُم عَدُوُّ لَکُمْ عَدُوُّ مُبینٌ. »40
ای کسانی که ایمان آوردید همگی در صلح و دوستی در آیید و از شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکاری برای شما است.
حتی در جریان جنگ نیز، خداوند تأکید دارد که به محض اینکه دشمنان آهنگ صلح کردند، شما نیز قبول کنید:
«وَ إِنْ جَنَحْوا لِلسَّلْمِ فَاجنح لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ.» 41
واگر ایشان (مشرکان) رو به صلح آوردند، تو هم رو به صلح بیاور و به خدا توکل کن که او شنونده و داناست.
در سیره معصومین- عليهم السلام- وخصوصاً پیامبر اکرم (ص) نیز گرایش به صلح و دوستی، اصل اولیه در روابط داخلی و بين‌المللي به شمار مي‌رفته است که در زیر به شواهدی اشاره مي‌کنیم:
1. حضرت پیامبر (ص) پس از ورود به مدینه اقدام به نوشتن منشوری نمودند که با بررسی دقیق این منشور در می‌یابیم که بیشتر مفاد آن به رعایت همزیستی و تفاهم با قبایل یهود مستقر در مدینه و حومه آن تأکید دارد.42 لذا اصل اولیه در روابط پیامبر و یهودیان که سرسخت‌ترین دشمنان اسلام بودند و از هیچ عنادی با مسلمانان دریغ نمي‌ورزیدند، صلح و دوستی بوده است.
2. پیامبر اکرم (ص) در جنگ‌ها، پیش از آنکه وارد نبرد شود، دشمن را دعوت به صلح مي‌نمود و اگر آنها تمایل به صلح داشتند، بی درنگ مي‌پذیرفت. برای نمونه مي‌توان از صلح حدیبیه در سال ششم هجری نام برد که میان ایشان و مشرکان مکه بسته شد. گذشت و مسالمتی که رهبر عالیقدر اسلام در تنظیم این پیمان از خود نشان داد، در تمام جهان بی‌سابقه است، زیرا او در گرو احساسات و افکار مادی نبود، از این جهت برای حفظ پایه‌هاي صلح، در برابر تمام سخت گیری‌هاي طرف، از درِ مسالمت وارد شده و گفتار طرف را پذیرفت. 43
3. یکی از استراتژی‌هاي مهم حضرت علی - عليه السلام - نیز این بود که آغازگر جنگ نبوده و مخالفان خویش را به صلح فرا مي‌خواند و حتی قبل از جنگ با تلاوت قرآن و فرستادن نماینده، مخالفان را از خونریزی و جنگ بر حذر مي‌داشت علی - عليه السلام- در ذی قار نامه‌ای به سران ناکثین (طلحه و زبیر و عایشه) نوشت و آنان را دعوت به صلح نمود که متأسفانه نامه ایشان تأثیر‌گذار نبود. 44
همچنین، امام علی- عليه السلام - در یکی از جنگ‌ها، به دست نماینده خود قرآن داد و دشمنان خویش را به صلح فراخواند، ولی آنان پاسخ دادند: ما پاسخی جز شمشیر نداریم.45
با بررسی سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین - عليهم السلام - در صلح‌طلبی و اشتیاق به داشتن روابط مسالمت آمیز با مخالفان و تطبیق با آیات قرآن کریم که دلالت بر اهمیت صلح دارند، به روشنی در مي‌یابیم که در تعالیم اسلامی عملی که تروریست‌ها مرتکب مي‌شوند و دست به انجام عملیات‌هاي ویرانگر تروریستی مي‌زنند و دیگر اینکه آغازگر جنگ‌هایی هستند که در جریان آن، جان صد‌ها انسان بی‌دفاع به خطر مي‌افتد؛ نظیر آنچه در جریان حملات تروریستی نیویورک مشاهده نمودیم، که علاوه بر از بین رفتن هزاران انسان در حادثه، هزاران انسان غیر نظامی در عراق و در افغانستان نیز جان خود را از دست دادند. بی‌شک دین مقدس اسلام و سیره‌ي معصومین - عليهم السلام - به هیچ وجه چنین عملیات‌هایی را که بر هم زننده صلح در جوامع بشری می‌باشند، تایید نکرده و آن را مشروع نمي‌داند.

2. سفارش به رفق و مدارا و عدم توسل به خشونت
چنان‌چه در بحث مفهوم ترور و تروریسم دریافتیم، اولین مشخصه این پدیده، مسأله خشونت است و اصولاً ترور، نمادی از خشونت است. خشونت به معنای منش و کنش تند‌خویانه و سخت‌گیرانه، برخورد فیزیکی، قاطعیت و عدم چشم‌پوشی از خطای متهمان و مجرمان، نابردباری و تحمل ناپذیری فکری و عدم مماشات با رقبای سیاسی و دشمنان که معطوف به روابط اجتماعی و یا بين‌المللي است. 46
خشونت، تنها روشی است که در جریان عملیات‌هاي تروریستی توسط تروریست‌ها برای واکنش به مخالفان از آن استفاده مي‌شود و این روش استفاده از خشونت، به شدت در تعالیم مقدس اسلامی، مذموم است.
گاهی خشونت، به معنای قاطعیت و سرسختی در اجرای قانون و تحقق عدالت و صلابت در دفاع از حق به کار مي‌رود که بسیار ممدوح و پسندیده است. سخت‌گیری حضرت علی - عليه السلام - در سراسر زندگی، برای خدا و اجرای قانون خدا بود. مانند جریان حضرت و برادرش عقیل که در پاسخ به زیاده خواهی او از بیت‌المال، امام - عليه السلام - آهن گداخته را به دست او نزدیک کرد. 47
اما خشونت به معنای حذف رقیبان به روش ترور و استفاده از روش‌هاي کشتار بی‌رحمانه و نیز قلع و قمع شهروندان و هدف قرار دادن شهرها و انسان‌های بی‌گناه برای رسیدن به اهداف و مقاصد، از دیدگاه اسلام پذیرفته نیست. امام علی - عليه السلام - در نامه به مالک اشتر فرمودند:
«وَ لا تَکونَنّ علیهم سَبُعأ ضارِیاً تَغتنِم أَکلهم. »48
ای مالک! نسبت به مردم چونان درنده‌ای مباش که خوردن آنان را غنیمت دانی.
تروریست‌ها از روش‌هاي خشونت‌بار به عنوان سهل‌ترین راه و وسیله در قبال رسیدن به اهداف خود استفاده مي‌کنند، در حالی که در سیرة معصومین - عليهم السلام - از خشونت (خشونت قانونی) به عنوان آخرین راه چاره در برابر قضایا و بلایا به کار گرفته مي‌شد و تا ناچار نمي‌شدند، خشم نمي‌گرفتند. 49
خداوند در قرآن به پیامبرش دستور مي‌دهد که با مردم مدارا کند و با آنها به خشونت رفتار نکند:
«فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَ کُنتَ فظًّا غَلیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِکَ فَاعفُ عَنهُم وَ استَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فِی الأمرِ فَإِذا عَزَمتَ فَتَوکَّل عَلَی اللهِ أِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ». 50
به رحمت خداوند با آنان نرمخو و پرمهر شدی، اگر تندخو و سخت دل بودی بی شک از پیرامون تو پراکنده مي‌شدند، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم نهایی را گرفتی به خدا توکل کن که خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.
و در جای دیگر از قرآن، پیامبر (ص) را سمبل مدارا و رأفت معرفی مي‌کند:
«و ما أَرسَلناکَ إلاّ رَحمَهً للعَالمینَ.» 51
و ما تو را چو رحمتی برای جهانیان فرستادیم.
اصل مدارا و رأفت و روایات و سیره معصومین - عليهم السلام - نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است52 و در کتب روایی و فقهی، ابوابی؛ چون باب مدارا، باب رفق، باب تراحم و تعاطف، باب معاشرت و... وجود دارد که به دلالت التزامی همین اصل را تأیید مي‌کنند.
رسو‌ل خدا (ص) مي‌فرمایند:
«أَمَرَنی رَبّی بِمُداراةِ النّاسِ کَما أَمرَنی بِأداءِ الفَرائِضِ.» 53
پروردگارم مرا به مدارا و نرمخویی با مردم امر فرمود، همچنان‌که به انجام واجبات امر فرمود.
و نیز مي‌فرماید:
«مُداراةُ النّاسِ نِصفُ الإیمانِ و الرِفقُ بِهِم نِصفُ العَیش.» 54
مهربانی و سازگاری بامردم نصف ایمان و نرمی با آنان نیمی از برکت زندگی است.
همچنین از امام صادق - عليه السلام - نقل است که فرمود:
«جاءَ جِبرئیلُ إلیَ النَّبی (ص) فَقالَ یا مُحمّدُ رَبُّکَ یُقرِئُکَ و یَقُولُ لَکَ دارِ خَلِقی.» 55
جبرئیل به پیامبر عرض کرد: پروردگارت به تو سلام مي‌رساند و مي‌فرماید که با بندگانم مدارا کن
امام باقر - عليه السلام - نیز مي‌فرماید:
«اِنّ اللهَ عزّوجل رَفیقٌ یُحِبُّ الرِّفقَ و یُعطی عَلی الرَّفق ما لا یُعطی عَلَی العُنفِ.»56
خدای عز‌وجل ملایم و مهربان است و ملایمت را دوست دارد و پاداشی که به ملایمت مي‌دهد به خشونت نمي‌دهد.
در روابط بین مسلمانان و غیر مسلمانان نیز دستور اسلام، اولاً: مدارا و سازش است. پیامبر اکرم (ص) مسلمانان را به رفتار خوش و انصاف در حق غیر مسلمانان سفارش نموده و فرمودند:
کسی که در حق معاهد- یعنی اهل کتابی که بین او و مسلمان پیمانی بسته شده است- ظلم و ستمی روا دارد، من در روز قیامت حامی آن کتابی علیه مسلمان ظالم خواهم بود. 57
وقتی پیامبر (ص) در مکه برای دعوت مردم به خدا پرستی قیام کرد، با عکس‌العمل شدید مشرکان و آزار و شکنجه و اهانت‌هاي آنان مواجه شد که حضرت را فردی دروغگو، ساحر و مجنون معرفی مي‌کردند و وقتی این اعمال زشت را به اوج مي‌رساندند، پاسخ پیامبر، خشونت نبود؛ بلکه از خداوند برای قوم خود، رحمت و مغفرت درخواست مي‌کرد. 58
در روز فتح مکه، هنگام ورود سپاه اسلام به این شهر و غلبه بر دشمنان اسلام، سعد بن معاذ، از بزرگان صحابه و افسران سپاه پیامبر، رجز‌ها و شعارهایی با این مضمون خواند که: امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما (مشرکان) حلال شمرده مي‌شود... ، قلب مهربان پیامبر با شنیدن این اشعار، سخت غمگین شد و جهت سرزنش آن سردار، او را از مقام فرماندهی عزل نمود و پرچم را به دست پسرش قلیل بن سعد سپرد. 59
دوری از خشونت و گرایش به مدارا، از سیره امیر المؤمنین - عليه السلام - بود. ایشان در نامه خود به مالک اشتر وی را به محبت و عطوفت قلبی به همه مردم اعمّ از مسلمان و غیر مسلمان سفارش مي‌کند:
«اَشعِر قَلبَکَ الرَّحمة لِرَعِیه وَ المُحَبّة لَهُم وَ اللُّطفَ بِهِ... فَإِنَّهم صِنفانٌ: إِمّا اَخُ لَکَ فِی الدِینِ أَو نَظیرٌ لَکَ فِی الخَلقِ».60
ای مالک! مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش،... زیرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته‌ای همانند تو در آفرینش مي‌باشند.
آنچه از مجموع آیات، روایات و سیره معصومین - عليهم السلام - به دست مي‌آید، این است که اسلام در روابط با مخالفان به رفق و مدارا و پرهیز از هرگونه رفتار خشونت‌آمیز دستور مي‌دهد. بدون شک، رفتارهای تروریستی در هر قالبی و نقض حقوق بشر دوستانه در جریان عملیات‌هاي تروریستی او بارزترین مصادیق خشونت محسوب مي‌شوند؛ اعمالی نظیر ترور، بمب‌گذاری، تخریب اماکن عمومی و حملات ناجوانمردانه به جمعیت‌هاي غیر نظامی، بمباران یک طرفه و غافلگیرانه شهرها و کشتار وسیع مردم بی‌گناه توسط افراد، گروه‌ها و دولت‌ها از خشونت بارترین روش‌هاي واکنش به مخالفان در روابط داخلی یا بين‌المللي است که از نظر اسلام ممنوع است.

3. احترام نسبت به جان و امنیت انسان‌ها
یکی از مهمترین مسایلی که حقوق بشر دوستانه بين‌المللي بدان تأکید دارد، حفظ جان انسان‌ها در جریان جنگ است. اما در پدیده تروریسم، دردناک‌ترین مسأله‌ای که مطرح مي‌شود کشته شدن انسان‌هاي بی‌دفاع است. این معضل همواره جوامع بشری را تهدید مي‌کند، خصوصاً امروزه که تروریسم پا را از مرزهای جغرافیایی کشورها فراتر نهاده و به مشکلی بين‌المللي تبدیل شده است و دولت‌ها از مهم ترین حامیان تروریسم، بلکه عاملان آن محسوب مي‌شوند. لذا به همین مقیاس، آثار دردناک بر جای‌مانده از یک عملیات تروریستی نسبت به گذشته افزایش یافته، به طوری که فقط در جریان عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر در نیویورک و متعاقب آن حملات غافلگیرانه آمریکا به افغانستان و عراق، جان هزاران انسان بی دفاع از بین رفت.
دین مقدس اسلام نسبت به مسأله ارزش جان انسان، اهمیت به سزایی قائل است. از نگاه شریعت اسلام تنها در صورتی مي‌توان یک انسان را به قتل رساند که شریعت اسلامی از طریق پیامبر، امام و یا حاکم اسلامی آن را مجاز شمرده باشد و از طریق مجرای قانونی این حکم به اجرا برسد، نه اینکه هر انسانی به خودی خود به اجرای حدود الهی برخاسته و دست به قتل و کشتار بزند، چه رسد به مسأله تروریسم که تروریست‌ها در یک لحظه بدون علت و دلیل پذیرفته شده جان ده‌ها انسان را تهدید کرده، بدون مجوز شرعی دست به کشتار مي‌زنند. این عمل از نگاه فقه اسلامی حرام شمرده شده است.
قتل نفس، آدم کشی و فساد و خونریزی بدون مجوز شرعی از جمله گناهان کبیره و غیر قابل گذشت است و از دید حقوق اسلامی، کسی حق ندارد انسان دیگری را بدون مجوز شرعی به قتل برساند.
«وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤمِنًا مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمَ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً.» 61
هر کس فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است که جاودانه در آن مي‌ماند و خداوند بر او غضب مي‌کند و او را از رحمتش دور مي‌سازد و عذاب عظیمی برایش آماده ساخته است.
و در جای دیگر خداوند کشتن به حق را مجاز مي‌داند:
«وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللهُ إلاّ بِالْحَقِّ....» 62
و هرگز نفس محترمی را که خداوند قتلش را حرام کرده نکشید، مگر به حکم حق، مستحق قتل شود.
از آنجایی که آدم کشی یکی از بزرگ‌ترین جنایات و از گناهان بزرگ است و اگر با آن به حکم آیه قصاص،63 مبارزه نشود، امنیت که یکی از مهم ترین شرایط زندگی با انسان‌ها است، به کلی از بین مي‌رود.
قرآن در آیات متعددی این مسأله را با اهمیت فوق العاده‌ای بیان کرده است، تا آنجایی که قتل نفس بی دلیل یک انسان را همانند کشتن تمام مردم روی زمین، مهم جلوه مي‌دهد:
«مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنی إِسْرائیلَ أنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أو فَسادٍ فِی الأَرضِ فَکَأنًّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعاً و مَنْ أحْیاها فَکَأنًّما أحیَا النَّاسَ جَمیعًا.» 64
هر کسی انسانی را بدون اینکه کسی را کشته باشد یا در روی زمین فساد کرده باشد، به قتل برساند، گویا همه‌ي مردم را کشته است و کسی که یک انسان را زنده نگهدارد آن‌چنان است که همه‌ي مردم را زنده نگهداشته است.
اینکه کشتن یک انسان، کشتن تمام انسان‌ها است، به این خاطر است که اولاً: کسی که دست به خون انسان بی‌گناه مي‌آلاید، در حقیقت چنین آمادگی را دارد که انسان‌هاي بی‌گناه دیگری را مورد حمله قرار دهد و به قتل برساند. ثانیاً: جامعه انسانی در حقیقت یک واحد بیش نیست و افراد آن همانند اعضای یک پیکر هستند، هر لطمه‌ای به عضوی از اعضای این پیکر برسد، اثر و رنج آن سایر اعضا را هم فرامی گیرد.
تعالیم اسلامی تا آنجا نسبت به جان انسان‌ها ارزش قائل است که اجازه نمي‌دهد حتی کسی راضی به کشته شدن دیگری باشد:
«اگر کسی در شرق جهان کشته شود و دیگری در غرب به آن راضی باشد، شریک در خون اوست.» 65
متأسفانه امروزه شاهد هستیم که پس از وقوع یک جریان تروریستی، بسیاری از دولت‌ها به انجام این عمل راضی و حتی خرسند هستند. این عمل با روح تعالیم اسلامی منافات دارد و دین مقدس اسلام به هیچ وجه به دیگران اجازه نمي‌دهد که به کشته شدن انسان‌ها رضایت داشته باشند.
حضرت علی - عليه السلام - نیز از ریختن خون ناحق و کشتن انسان‌ها بر حذر مي‌دارد و آن را باعث نزدیک شدن کیفر الهی مي‌داند:
«إِیاکَ و الدِّماءِ و سَفْکِها بغیر حِلِها، فَاِنَه لَیس شیٌ ادنی لنِقمةٍ وَ لا أعظم لِتَبِعَةٍ وَ لا اَحریَ بِزوالِ نِعمَةٍ وَ انقِطاع مُدَةٍ مِن سَفِک الدِّماءِ بِغَیر حَقِها. »66
از خونریزی بپرهیز و از خون ناحق پروا کن، که هیچ چیز مانند خون ناحق کیفر الهی را نزدیک و مجازات را بزرگ نمي‌کند و نابودی نعمت‌ها را سرعت نمي‌بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمي‌گرداند.
با بررسی دیدگاه اسلامی در مورد ارزش و احترام به جان و خون انسان‌ها و اینکه تروریسم با تهدید جان انسان‌هاي بی‌گناه و عمدة غیر نظامی، حقوق بشر دوستانه و تعالیم اسلامی را زیر پا مي‌گذارد، به این نتیجه مي‌رسیم که دین مقدس اسلام و سیرة معصومین - عليهم السلام - به شدت با تروریسم مخالف است و کشتن انسان‌ها را به این روش و بدون اجازه شرعی حرام مي‌داند.

4. پای بندی به تعهدات و قراردادها
علاوه بر اینکه در حقوق بشر دوستانه بين‌المللي، قواعدی مبنی بر رعایت اصول انسانی و بشر‌دوستانه در جریان جنگ وجود دارد، اسناد بين‌المللي در مورد تروریسم، مشتمل بر 12 مورد کنوانسیون یا پروتکل بين‌المللي است. آنچه در بیشتر این معاهدات، مشترک مي‌باشد، این است که دولت‌های ملحق شده به تعهدات، مي‌بایست دادگاه‌هاي جنایی برای متخلفین تشکیل دهند. همچنین عمده کنوانسیون‌ها، دولت‌های عضو را ملزم مي‌نمایند تا مجرمین را به دولت متبوع آنها تسلیم کنند یا اینکه مورد را به نهادهای قانونی ارجاع دهند. از این گذشته، دولت‌ها ملزم‌اند و در مقابله با جرایمی که مورد توجه کنوانسیون‌ها قرار گرفته، به یکدیگر مساعدت نمایند.
چنانکه ملاحظه شد، یکی از مهم‌ترین ابزارهای مقابله با تروریسم، تعهدات و قراردادهایی است که میان کشورها به صورت دو یا چند جانبه و یا در سازمان‌هاي بين‌المللي منعقد مي‌گردد؛ چنانچه گروه‌ها و دولت‌ها خود را ملزم به وفاداری به تعهدات ضد تروریستی بدانند، به صورت قابل توجهی از حوادث تروریستی کاسته خواهد شد. اما متأسفانه امروزه بیشتر این تعهدات فقط بر صفحه کاغذ مي‌ماند و کمتر دولت یا گروه سیاسی خود را ملزم مي‌داند تا به تک تک مفاد این قرار‌دادها عمل نماید، زیرا هر دولتی ابتدا به منافع شخصی خود مي‌نگرد تا منافع بين‌المللي و همین باعث مي‌شود تروریست‌ها (دولتی یا غیر دولتی) آزادانه به فعالیت‌هاي خود ادامه دهند.
در فقه امامیه، قرارداد، ایجاب و قبول مرتبط یا ربط بین دو قرار و دو تعهد است و به عبارتی دیگر گفتاری است از دو طرف قرار داد یا گفتاری از یک طرف و رفتاری از طرف دیگر که شارع اثر مورد نظر طرفین قرارداد را بر آن مترتب کرده است.67 قرارداد بين‌المللي از دیدگاه اسلام، به توافق‌هاي میان دولت اسلامی با سایر دولت‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي گفته مي‌شود که در موضوع با موضوعات خاص منعقد شده و شارع آن را معتبر دانسته و بر آن آثار حقوقی بار کرده است. 68
در تعالیم اسلامی، پایبندی بر تعهدات، چنان اهمیتی دارد که آن را لازمه ایمان و دین معرفی کرده و کسی را که بر عهدش وفادار نیست، از دین بی‌بهره مي‌داند.
حضرت پیامبر (ص) در این‌باره مي‌فرماید:
«لا دین لِمَن لا عَهدَ لَه.» 69
کسی که به تعهدش وفادار نیست دین ندارد.
پایبندی پیامبر به تعهداتی نظیر پیمان حلف الفضول و صلح حدیبیه و سایر قراردادهایی که با مشرکان و یهودیان مي‌بستند گواه بر این است که ایشان این را مهم مي‌شمردند.
قرآن کریم نیز اهل ایمان را مخاطب قرار داده، بر آنها واجب کرده است که به پیمان‌های خود وفادار باشند:
«یا ایُّها الذین آمنُوا أوفُوا بِالْعُقُود... »70
ای کسانی که ایمان آوردید به پیمان‌هایتان وفادار باشید.
و بالا‌خره اینکه در سیره ائمه معصومین - عليه السلام - نیز تعهدات و قراردادهای داخلی و بين‌المللي از اهمیت فراوانی برخوردارند. حضرت علی - عليه السلام - در این زمینه به مالک اشتر دستور مي‌دهد:
«وَ اِن عَقْدت بَیْنک وَ بَیْن عدوّک عُقْدةً اَو اَلبستَهُ منک ذّمةً فَحُطْ ع
Programming & Design: Rayan Sanjesh Pooya © 2006 - 2008